|
گسترهی برنامهریزی هنری مورد نظر پژوهشگاه در این طرح، شامل این موارد بود: 1 ـ آموزش هنر، 2 ـ شناخت (نقد و سبكشناسی هنری، تئوری و فلسفهی هنر، هنر عامه و...)، 3ـ احیاء هنرهای ازیادرفته 4ـ هنرهای سنتی، 5 ـ معماری و شهرسازی، 6ـ مرمت، 7ـ مجسمهسازی و حجمسازی، 8 ـ طراحی صنعتی، 9ـ طراحی و نقاشی، 10 ـ عكاسی، 11ـ گرافیك و چاپ، 12 ـ ادبیات نمایشی و فیلمنامهنویسی، 13 ـ طراحی پارچه و لباس، 14ـ نمایش و بازیگری، 15 ـ چهرهپردازی، 16ـ موسیقی 18ـ سینما اهداف كلی اجرای این طرح را میتوان شامل شناخت آسیبهای موجود و ارائهی راهحلهای مناسب و ارتقاء سطح فعلی آموزش هنر دانست. برخی از آسیبهای موجود در نظام آموزش هنر كه در این همایش برروی آنها تأكید شد عبارتاند از: 1ـ فقدان تعریف صریح از شرح درس هنر و اهداف آموزش هنر؛ 2ـ كماهمیت بودن درس هنر به نسبت سایر دروس از منظر بسیاری از مسئولان و سیاستگزارن امر آموزش؛ 3ـ بستهبودن نظام و فضای آموزشی نسبت به هرگونه نوعآوری؛ 4ـ عدمبهرهگیری از متخصصان هنر در امر برنامهریزی آموزش هنر؛ 5 ـ عدمهماهنگی میان آموزگاران، نیازهای واقعی آموزشگیرندگان و برنامهریزان دروس هنر؛ 6ـ فقدان فضای مناسب برای برگزاری كلاسهای هنر؛ 7ـ كمبود و در بسیاری از موارد عدموجود وسایل كمكآموزشی؛ 8 ـ عدمتطبیق دروس، سرفصلها و نوع آموزش هنر با نیازهای واقعی جامعه؛ برنامههایی كه در طول مدتی مقدمات همایش در حال انجام بود، عبارتاند از: گردهمایی استادان و بحث در زمینهی آموزش هنر، برگزاری جلسات متناوب كارگاهی با حضور معلمان و مربیان هنر، برپایی جلسات توجیهی با حضور دانشجویان رشتههای مختلف در روزهای 28 و 29 آبانماه سال 1382. در طول برگزاری همایش و پس از ایراد سخنرانیهای استادان و پژوهشگران عرصهی آموزش هنر، بخش ویژهای تحت عنوان پرسش و پاسخ در نظر گرفته شده بود كه با استقبال ویژهای روبهرو گردید. در این بخش، نظرات و پیشنهادهای مدعوین كه اكثر آنها را استادان دانشگاهها، پژوهشگران، دانشجویان و هنرمندان تشكیل میدادند، ارائه و توسط اساتید و صاحبنظران مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت. همچنین در كنار جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ، نمایشگاهی از كتابهای مختلف هنری و فرهنگی و نشریات ویژه برگزار شد.
همایش
همایش با پخش آیاتی از قرآن مجید و سرود ملی كشور آغاز شد. سپس آقای دكتر بنیانیان، ریاست حوزهی هنری، در سخنانی ضمن ارائه مقدمهای دربارهی همایش، بر اهمیت آموزش مستمر هنر از دورهی ابتدایی به بعد تأكید كرد و نحوهی گزینش دانشجوی هنر را نیازمند تحول دانست. پس از آن، آقای قرهباغی با ارائهی تعریفی از هنر، به بیان مطالب خود پیرامون درك ضرورت و ارزش آموزش هنر و همچنین آگاهی یافتن از مراحل زیباییشناسی و ادراك هنر پرداخت. وی نظام آموزش هنر را نیازمند تغییری اساسی دانست و موارد زیر را خاطرنشان كرد: 1ـ بهروزنبودن سرفصل دروس؛ 2ـ عدمتوجه به مخاطبان هنر؛ 3ـ عدم توجه به سنتهای هنری؛ 4ـ عدم توجه به آموزش هنر از دوران مهدكودك و پیشدبستانی؛ 5 ـ عدموجود شرایط لازم برای انجام سفرهای مطالعاتی؛ 6ـ استفاده از موزه برای دفن آثار هنری و عدم بهرهگیری از آن به عنوان محلی برای آموزش هنر؛ 7ـ عدمتوجه به نقد هنری. سپس مصاحبهای كه با اساتید دانشگاه و دانشجویان انجامشده بود، به نمایش درآمد كه به واسطهی مفیدبودن مباحث مطرحشده در آن با استقبال روبهرو گشت. سپس عبدالرضا كردی با نگاهی منتقدانه به وضعیت آموزش هنر بر عدمادراك هنری در جامعه تأكید كرد. وی همچنین با طرح این مطلب كه تولیدات هنری كیفیت بسیار اندكی دارند، اشاره كرد كه عقبماندن در هنر نتیجهی نوعی نگرش فكری و معنوی جامعه است. این سخنران با ذكر این نكته كه هنر رایج اغلب بازاری برای امرار معاش است، تأكید كرد كه خلاقیت از مراكز آموزشی هنر رخت بربسته و تقلید جای آن را گرفته است. سپس آیدین آغداشلو از زیانهای آموزش خصوصی هنر سخن راند و در آغاز تاریخچهای از آموزش هنر را ارائه كرد. وی علت ازدیاد كلاسهای خصوصی آموزشی را افزایش جوانان طالب، بیكارشدن برخی از استادان دانشگاهها و تمایلات روشنفكرانهی برخی از اقشار جامعه دانست. او زیانهای اینگونه كلاسها را غیرقابل كنترلبودن آنها، عدم عزت و شرافت هنری در مبنای كار اكثر آنان و ازبینرفتن عمر و استعداد هنرآموزان برشمرد. وی در كنار این زیانها، سود حاصل از این كلاسها را برعهدهگرفتن بخشی از بار عظیم و سنگینی را كه آكادمیها نمیتوانند بر عهده گیرند دانست. پس از پایان سخنرانیها، دو قطعه موسیقی توسط «گروه مسیحا» اجرا شد. برنامهی نهایی برپایی جلسه پرسش و پاسخ بود كه با حضور دكتر مرتضی گودرزی (دیباج)، دكتر مرتضی حیدری، دكتر داوودی، دكتر سلیمیزاده و خانم یاسمن اسكوئی برگزار شد. در برنامهی روز دوم همایش (یكشنبه نهم آذرماه) مقالهی مبسوط خانم عارفنیا دربارهی وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان هنر در كشور ارائه شد. درصد اشتغال این فارغالتحصیلان و ارتباط مدرك تحصیلی آنان با مشاغل كسب كرده، چندشغلیبودن، داشتن یا نداشتن مهارت كافی، تأثیر مهارت بر كارآیی، تأثیر آموزش دانشگاهی بر مهارت و ایجاد خلاقیت پس از آموزش دانشگاهی كه با ارائهی اطلاعات آماری مشخص شده بودند، توسط وی مطرح شد. سپس این سخنران پیشنهادهای زیر را نیز ارائه كرد: 1ـ بررسی اثربخشی اجتماعی فارغالتحصیلان بهطور مستمر؛ 2ـ بررسی نیازهای بازار كار و ارتباط آن با آموزش؛ 3ـ بهروزشدن اطلاعات؛ 4ـ ارتقاء امكانات آموزشی؛ 5ـ تغییر سیاستهای كلان جامعه در رابطه با هنر؛ 6ـ بازنگری اهداف و نگرشهای دانشگاهها؛ 7ـ اختصاص یارانه به دانشجویان هنر؛ و 8ـ بازنگری در مدیریت مراكز هنری. علی رجبی با بیان آسیبشناسی وضعیت آموزش هنر و تأكید بر كمرنگشدن نقش و مقام معلم و عدموجود نظام آموزش هنر مبتنی بر ذوق هنرجو و عدمتوجه به نظام سنتی آموزش (مشقكردن)، دیگر سخنران روز دوم بود. یكی از راهكارهای وی تأسیس مدرسهی نمونهای از دبیرستان تا مقطع كارشناسی در رشتهی هنر بود. سخنران بعدی، دكتر پوررضائیان، به ارائهی تعریفی از مفهوم هنر پرداخت و نقش تئاتر را در پرورش انسان بدیهی دانست. وی آموزش عینیتری را لازم شمرد. سپس مصاحبهی تلویزیونی كه قبل از برپایی همایش با آقایان شیرازی، شركا، تسلیمی، اسدی، چلیپا، فلاح، افشار و پورجعفر، اساتید دانشگاههای هنر كشور، صورت گرفته بود، روی پرده به نمایش درآمد كه برخی از موارد استخراج شده از مصاحبههای مذكور به ترتیب زیر است: 1ـ گزینش دانشجو دچار مشكل است و بر هنرستانها تأكید نمیشود. 2ـ سرفصلهای دروس هنر كاربردی نیستند. 3ـ جای آزمون هوش در كنكور هنر خالی است. 4ـ آزمون هنر باید كارگاهی باشد، نه تستی. 5ـ دروس رشتههای هنر نیازمند تحولاند.
آقای رضا مهدوی نیز با ذكر این نكته كه چیزی به نام آموزش هنر وجود ندارد و هنر فطری است، بر آزادی در یادگیری و ارائهی هنر تأكید كرد. در میزگرد روز دوم آقایان دكتر صفاریان، خسروجردی، دكتر كردی، دكتر حسینیراد، دكتر پورجعفر و خانم سالم شركت داشتند.
پیشنهادها و راهكارهای ارائه شده برای بهبود وضعیت آموزش هنر
از دیگر برنامههای این همایش، توزیع پرسشنامهای بود كه در میان مستمعین توزیع شد و مورد استقبال مدعوین قرار گرفت. برخی از پیشنهادها و راهكارهای مطرحشده در این پرسشنامهها به شرح زیر است: * كشف توانمندیهای اساتید و فارغالتحصیلان در كلیهی مقاطع و بهكارگیری آنها در زمینههای مختلف، اعم از تحقیق و پژوهش، برنامهریزی و ترجمه و تألیف. * توجه به سنت بهعنوان میراث ملی و فرهنگی در امر آموزش هنر. * ایجاد كارگاههای آموزشی مناسب، فراتر از نظام آموزشی رسمی برای افراد مستعد. * كمبود فضای مناسب برای آموزش هنر، معلمان را وادار به چشمپوشی از بسیاری از برنامهها و فعالیتهای لازم میكند. * ضرورت تكرار برگزاری چنین نشستهایی با شركت مجدد مسئولان، دستاندركاران، دانشجویان، استادان و ریشهیابی مشكلات. * نیاز به برگزاری جلسات پیاپی آموزشی در زمینههای مختلف هنری در مراكزی مانند موزهها برای دانشآموختگان و دانشجویان رشتههای هنری. * حذف نظام انحصاری در امور برنامهریزی هنر و آموزش هنر. * خساستزدگی علمی بعضی از اساتید به جهت خودداری از دراختیارگذاشتن منابع جدید و یا آنچه خود به تجربه اندوختهاند. * دعوت از كمیتههای برنامهریزی هنر وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالی برای تغییر و یا ارتقاء سطح كتابهای مربوط به هنر. * تلاش برای كشف خلاقیتهای كودكان از سالهای اول آموزش و هدایت آنها در مسیر صحیح. * اختصاصیكردن رشتههای مختلف از هنر از مقاطع قبل از دانشگاه. * درنظرگرفتن كمیتههای تخصصی برای هر رشته و برنامهریزی برای ارتباط علاقهمندان و هنرمندان هر رشته با كمیتهی موردنظر. * تأكید بر آموزش هنر در سطح دبستان و آموزش و پرورش. * رجعت به هنر اسلامی ـ ایرانی با استفاده از امكانات مدرن و معاصر؛ به عبارتی، تدوین شیوههای آموزش هنر جدید براساس هنرهای سنتی ایران و دنیای اسلام. * اصلاح ساختار آموزش به صورت عام در تمامی مقاطع قبل از اصلاح ساختار آموزش هنر. * آگاهیدادن بیشتر به مدیران و والدین دانشآموزان در رابطه با اهمیت و نقش هنر در زندگی كودكان و برپایی نشستهایی با حضور اولیا، مربیان و متخصصان آموزش هنر. * بهكارگیری متخصصان واقعی و دبیران تحصیلكردهی رشتههای هنر در مهدكودكها، پیش از دبستان و مقاطع بالاتر. * تجدید نظر در انتخاب و انتصاب مدیران و مسئولان مراكز هنری و بهكارگیری افراد متخصص. * آموزش هنر از مقاطع پیشدبستانی، یعنی مهدكودكها. * تشكیل كانونهایی برای ارتقاء سطح دانش عمومی هنر تمامی افرادی كه به گونهای با مقولهی هنر در ارتباطاند. * تخصصیتركردن دروس دانشگاهی و هنرستانی حذف دروس غیرلازم. * ایجاد تغییر و تحول اساسی در كتابهای هنر در تمام مقاطع تحصیلی. * هدفمندكردن هنر در آموزش. * تغییر موزهها و اماكن هنری از انبار كالاهای هنری به كارگاههای فعال و مراكز نقد و بررسی و پژوهش. * احترام به خلاقیتها و آزادی اندیشه و ایجاد فضا برای رشد و بالندگی افراد مستعد. * گزینش دانشجو توسط افراد متخصص هنر. * توجه به شكل و سطح تدریس هنر در دیگر نقاط جهان. * توجه به نقش سنت و هنرهای بومی در تدریس هنر. * افزایش ساعت تدریس هنر در مدارس و جدیگرفتن درس هنر. * برگزاری جلسات و مختلف با مربیان و دبیران هنر، استادان و هنرمندان بهطور مستمر. * افزایش آگاهی خانوادهها در مورد نقش هنر و فراگیری آن در زندگی. * كاربردیكردن هنر. * آشنایی دانشآموزان در مدارس بارشتههای هنری دیگر غیر از خط و نقاشی. * استفاده از اساتیدی كه بهصورت تجربی هنر را آموختهاند، در كنار مدرسینی كه بهصورت دانشگاهی و علمی آن را فراگرفتهاند. * تغییر نحوهی گزینش هنرجویان و دانشجویان رشتههای هنر و گزینش دانشجو برحسب علاقه. * حذف كنكور هنر. * انتخاب دانشجو از طریق آزمونهای كاملاً تخصصی. * استفاده از روش استاد ـ شاگردی در آموزش دانشگاهی. پس از پایان همایش دوروزهی آموزش هنر، پنج كمیتهی فنی مركب از اساتید دانشگاه، صاحبنظران و دستاندركاران آموزش هنر كشور تشكیل شد كه درحال بررسی مباحث مطرحشده در همایش آموزش هنر در دیگر كشورها هستند. نتیجهی جمعبندی و طرحهای پیشنهادی این كمیتهها پس از پایان جلسات آنان ارائه خواهد شد. |